بیست و نه حکم از احکام معاملات فقط در دو آیه

در قرآن مجید نام کتاب و کُتُب و مشتقّات از مادّه کتابت بسیار برده شده است و کأنَّه علاوه بر تدریس و تدرّس علوم، خصوص عنوان کتابت در ایصال و افهام آن دراسات و تعلیمات مؤثّر است.

در بعضى أحکام، کتابت را از لوازم شمرده و امر بدان کرده است. در آیه ۲۸۲ و آیه بعد از آن از سوره بقره مى‏بینیم که در ده جا لفظ و عنوان کتابت عنوان شده است:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ‏ بِدَیْنٍ‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ‏ (۱) وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ‏ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ‏ (۲) وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ‏ (۳) وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُ‏ (۴) وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ‏ (۵) وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً (۶) فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً (۷) أَوْ ضَعِیفاً (۸) أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ (۹) فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ‏ (۱۰) وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ‏ (۱۱) مِنْ رِجالِکُمْ‏ (۱۲) فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ‏ (۱۳) مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ (۱۴) أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا (۱۵) وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً (۱۶) أَوْ کَبِیراً (۱۷) إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَهِ وَ أَدْنى‏ أَلَّا تَرْتابُوا إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلَّا تَکْتُبُوها (۱۸) وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ‏ (۱۹) وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ‏ (۲۰) وَ لا شَهِیدٌ (۲۱) وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ‏ (۲۲) وَ اتَّقُوا اللَّهَ‏ (۲۳) وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ.

وَ إِنْ کُنْتُمْ عَلى‏ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا کاتِباً فَرِهانٌ‏ (۲۴) مَقْبُوضَهٌ (۲۵) فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ‏ (۲۶) وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ‏ (۲۷) وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَهَ (۲۸) وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ‏ (۲۹) وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ‏.

تفسیر آیه دین و تجارت از سوره بقره‏

«اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، اگر در میانتان معامله استقراضى و یا مبادله مدّت دارى تا رأس زمان معهود و مشخّصى واقع شود، بر شما لازم است زمان أجل و سررسید آن را بنویسید (۱)، و باید در میان شما کسى باشد که آن سَنَد را به راستى و درستى تنظیم کند و بنویسد (۲)، و نباید نویسنده در برابر این موهبت که خداوند به او تعلیم را عنایت کرده است از نوشتن دریغ نماید، پس بر وى واجب است که بنویسد (۳)، و بر شخص مدیون واجب است مقدار دین را بر کاتب إملاء و القاء کند و کاتب از جانب وى بر عهده وى بنویسد (۴)، و مرد إملاء کننده مدیون، و یا مرد کاتب و منظّم نماینده سند، باید تقواى خداوند را ملحوظ داشته (۵) و از دَیْن مقرّر و معهود، چیزى کمتر ننویسند، و از مقدارش نکاهند (۶)، و مدیون (که بر عهده اوست که در رأس مدّت معیّن طلب را پرداخت نماید) اگر سفیه (کم عقل و تبذیر کننده) بود (۷)، و یا ضعیف (صغیر نابالغ و یا پیر فرتوت و خرفت) بود (۸)، و یا قدرت بر إملاء را (به واسطه لال بودن و یا جهالت به لغت) نداشت (۹)، در این صورت لازم است که ولىّ و صاحب اختیار امور او از روى راستى و درستى (۱۰) بجاى وى إملاء کند، و باید دو نفر گواه (۱۱) را از میان مردان مسلمانتان (۱۲) بر این قضیّه گواه گیرید! و اگر دو نفر مرد نبودند باید یک نفر مرد و دو نفر زن (۱۳)، از گواهانى که شما آنان را مى‏پسندید و به صداقتشان صِحَّه مى‏نهید (۱۴)، بر این امر گواه باشند؛ (و دو نفر زن بجاى یک نفر مرد) بدین علّت است که اگر یکى از آن زنان داستان تحمّل شهادت را فراموش نمود آن زن دیگر وى را در موقع اداء شهادت به یاد آورد. و نبایستى گواهانى که تحمّل شهادت را نموده‏اند در وقتى که ایشان را براى اداى شهادت مى‏طلبند إبا و امتناع نمایند (۱۵)، و نباید از نوشتن و تنظیم سَنَد و سر رسید، ملول و خسته شوید؛ خواه آن معامله و دَیْن، کوچک باشد (۱۶) یا بزرگ (۱۷)، زیرا که (این تنظیم سَنَد و نوشتار سه فائده مهمّ دارد:) در نزد خداوند معامله‏اى راستین‏تر و استوارتر است و براى اداء شهادت، قویم‏تر و محکم‏تر، و به عدم پیدایش شکّ و شبهه در مقدار دَین و در زمان لزوم پرداخت، نزدیک‏تر. مگر آنکه معامله نقدى دست به دست در میان شما صورت گیرد که در این فرض اگر نوشته‏اى در میان نباشد اشکال نخواهد داشت (۱۸)، و هنگامى که معامله‏اى را انجام مى‏دهید بایستى بر آن گواه بگیرید (۱۹)، و نبایستى کاتب (۲۰) و شاهد (۲۱) ضررى را (به واسطه ترک اجابت و تحریف و تغییر در کتابت و شهادت) بهم رسانند، و یا آنکه نبایستى به کاتب و شاهد ضررى (به واسطه تعجیل بدین امر از فوت امر مهمّشان و تکلیف بیشتر از آنچه بر ایشان معیّن شده است) برسد. و این ضرر کاتب و شاهد غلط و انحرافى است که از ناحیه شما تحقّق پذیرفته است و از جانب شما سر زده است (۲۲). در تمام این مسائل باید تقواى خدا را پیش گرفته در مصونیّت وى درآئید (۲۳) و خداوند به شما تعلیم مى‏نماید، و خداوند به هر چیزى داناست.

و اگر در سفر بودید و کاتبى را براى نوشتن نیافتید، باید گرو نقدى (۲۴) که آن را قبض مى‏نمائید (۲۵) به دست شما برسد! و اگر بعضى از داینین و طلبکاران، بعضى‏

از مدیونین و بدهکاران را امین دانند (در این فرض به رَهْن و گرو نیازى نیست و) باید شخص مدیونِ أمین که به واسطه ایتمان به او از گرو و رِهان صرف نظر شده است، دَین را که در این حال به صورت امانتى در نزد وى مى‏باشد، در موقع معیّن به داین و بستانکار پرداخت نموده، حقّ وى را تأدیه نماید (۲۶) و از خداوند بپرهیزد (و در اداء آن در موقع مقرّر و در مقدار آن خیانتى به عمل نیاورد) (۲۷)، و حرام است که شما مسلمانان شهادت را کتمان نمائید (و در موقع اداى آن پنهان دارید و از اظهار و بازگو کردنش خوددارى کنید) (۲۸)، چرا که هر کس شهادت را پنهان دارد و از ابرازش در موقع حاجت إبا و امتناع ورزد، دل او گنهکار است (۲۹)؛ و خداوند به آنچه شما بجا مى‌‏آورید داناست!»

تفسیر اجمالى این آیات مبارکات را همان طور که ملاحظه مى‏شود منتخبى از «تفسیر قاضى بیضاوى» آوردیم.[طبع دو جلدى قدیم، دار الطباعه العامره مصر، ج ۱، ص ۱۸۷ تا ص ۱۹۰]

[استشهاد به آیات قرآن کریم بر وجوب کتابت‏]

آیه اوّل طویل‏ترین آیه در قرآن کریم است، و از مصاحف طبع جدید که بدون غلط و داراى مزایائى است یک صفحه تمام را شامل شده است.

در آیه نخستین بیست و سه حکم از احکام مسائل تجارت و نحوه استقراض و معاملات سر رسیددار و احکام شهادت و شرائط شاهد و لزوم معامله رهنى در وقت عدم امکان تنظیم سَنَد و کتابت، به طور کلّى همان طور که حقیر [مرحوم علامه طهرانی] در اینجا به شمارش آورده‏ ام بیان مى‏کند؛ و در آیه دوّمین شش حکم از احکام آن مسائل را بیان مى‌‏فرماید که مجموعاً بیست و نه حکم مى‏گردند.

در این آیات از کتابت و کیفیّت تنظیم سَنَد و نوشته و لزوم و اهمیّت آن در معاملات یاد نموده است و براى استحکام و متانت و درستى معاملات و مبادلاتى که در آن وعده و میعاد است بسیار ضرورى و لازم به شمار مى‏آید.

مى‏توان از این آیات لزوم تشکیل اداره اسناد کلّ و ثبت اسناد و املاک جزئیه را استفاده کرد؛ و به طور کلّى امروزه که در دنیا اصول معاملاتشان متّکى به اسناد و تنظیم و نوشته و امضاء و توشیح از مقامات عالیه و رسمیّه است، از این دو آیه اخذ شده است؛ و با ضمیمه بعضى از آیات دیگر جمیع سیاسات مُدُنْ و قوانین اجتماعى را مى‏توان به صورت مُدَوَّن و مشروح و گسترده ابراز نمود؛ و زحمت این امر بر دوش فقهاى عظام شیعه بوده و ایشان الحقّ خوب از عهده برآمده ‏اند.

منبع: برگرفته از کتاب امام شناسی ج۱۴ ص۱۸

منبع
مطالب برگرفته از آثار علامه طهرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن