کلمات انگلیسی با موضوع بهداشت و سلامت

واژگان بهداشت، بدن، داروخانه، با ترجمه انگلیسی

این قسمت در این پست موجود است

در اینجا تعدادی واژگان انگلیسی و فارسی مرتبط با بخش سلامت شامل نام بیماریهای مختلف و مشکلات پزشکی ، بخش های مختلف بدن انسان به همراه واژگان برای حسهای متفاوت و تعدادی واژگانی که در داروخانه خواهید یافت آمده است.

 

بیماری ها و مشکلات پزشکی

بیماری ها و مشکلات پزشکی

acne آکنه
AIDS

(شکل اختصاری acquired immunodeficiency syndrome است)

ایدز
allergic reaction واکنش حساسیت
allergy حساسیت
altitude sickness ارتفاع‌زدگی
amnesia فراموشی
appendicitis آماس آپاندیس
arthritis آرتریت
asthma آسم
athlete’s foot قارچ پای ورزشکاران
backache کمر درد
bleeding خونریزی
blister تاول
boil دمل
broken (برای مثال broken bone، broken arm یاbroken leg) شکستگی
bronchitis برونشیت
bruise کبودی
cancer سرطان
chest pain درد قفسه سینه
chicken pox آبله مرغان
cold سرماخوردگی
cold sore تب خال
concussion بیهوشی ناشی از ضربه مغزی
conjunctivitis آماس ملتحمه
constipation یبوست
cramp گرفتگی
corn میخچه
cough سرفه
cut بریدن
dehydration کم شدن آب بدن
dementia زوال عقل
depression افسردگی
diabetes دیابت
diarrhoea اسهال
disease بیماری
dizziness سرگیجه
dyslexia خوانش پریشی
earache گوش درد
eating disorder اختلالات غذایی
eczema اگزما
epilepsy صرع
fatigue خستگی مفرط
fever تب
flu (شکل اختصاریinfluenza است) آنفولانزا
food poisoning مسمومیت غذایی
fracture شکستگی
frostbite سرمازدگی
glandular fever مونونوکلئوز عفونی
gout نقرس
graze خراش
haemophilia هموفیلی
haemorrhoids (همچنین تحت عنوان piles) بواسیر
hair loss یا alopecia کم مویی
hay fever تب یونجه
headache سردرد
heart attack سکته قلبی
heart disease بیماری قلبی
heartburn سوزش سر دل
heat stroke گرمازدگی
hepatitis هپاتیت
hernia فتق
high blood pressure یا hypertension فشار خون بالا
HIV (شکل اختصاری human immunodeficiency virusاست) اچ آی وی
hypothermia سرمازدگی
indigestion سوء هاضمه
infection عفونت
inflammation التهاب
injury زخم
ingrown toenail ناخن فرورفته
insomnia بی خوابی
jaundice زردی
leukaemia سرطان خون
low blood pressure یا hypotension فشار خون کم
lump توده
lung cancer سرطان ریه
malaria مالاریا
measles سرخک
meningitis مننژیت
migraine میگرن
miscarriage سقط جنین
morning sickness تهوع بارداری
MS (شکل اختصاری multiple sclerosis است) ام اس
mumps اوریون
nausea حالت تهوع
nosebleed خون دماغ
obesity بیماری چاقی
pneumonia سینه پهلو
polio فلج اطفال
rabies هاری
rash جوش
rheumatism روماتیسم
schizophrenia شیزوفرنی
slipped disc فتق دیسک بین مهره‌ای
sore throat گلو درد
splinter تراشه
sprain پیچ خوردن
spots لک
STI (شکل اختصاری sexually transmitted infectionاست) بیماری های مقاربتی
stomach ache معده درد
stress استرس
stroke سکته مغزی
sunburn آفتاب سوختگی
swelling تورم
tonsillitis عفونت لوزه
tuberculosis سل
typhoid fever یا typhoid حصبه
ulcer زخم معده
virus ویروس
wart زگیل

باقی لغات مرتبط با سلامتی

لغات دیگر مرتبط با سلامتی
antibiotics آنتی بیوتیک
prescription نسخه
medicine دارو
pill قرص
tablet قرص

 

doctor پزشک
GP
(شکل اختصاری general practitioner است)
پزشک عمومی
consultant مشاور
anaesthetist متخصص بیهوشی
surgeon جراح
nurse پرستار
patient بیمار
gynecologist متخصص زنان
chiropodist متخصص پا
radiographer رادیولوژیست

 

anaesthetic بیهوش کننده
drip قطره
hospital بیمارستان
operating theatre اتاق عمل
operation جراحی
physiotherapy فیزیوتراپی
surgery جراحی
ward بخش

 

appointment وقت دکتر
medical insurance بیمه درمانی
waiting room اتاق انتظار

 

blood pressure فشار خون
blood sample نمونه خون
pulse نبض
temperature درجه حرارت
urine sample نمونه ادرار
x-ray رادیوگرافی

 

blind نابینا
deaf ناشنوا
partially sighted کم بینا

 

disabled ناتوان
paralysed کم توان

 

asthmatic مبتلا به آسم
epileptic مبتلا به صرع
haemophiliac مبتلا به کم خونی

 

injection تزریق
vaccination واکسیناسیون
suppository شیاف

 

pregnancy بارداری
pregnant باردار
to give birth وضع حمل
contraception جلوگیری از بارداری
abortion سقط

 

infected عفونی
inflamed متورم
septic عفونی
swollen آماس کرده
unconscious بیهوش

 

pain درد
painful دردناک

 

well خوب
unwell بد
ill بیمار

 

pus چرک
scar اثر زخم
stitches بخیه
wound زخم

 

bandage بانداژ
crutches چوب زیر بغل
hearing aid سمعک
sling بند حمایل
splint چوب شکسته بندی
wheelchair صندلی چرخدار

 

sleep خواب

 

to bleed خونریزی کردن
to catch a cold سرما خوردن
to cough سرفه کردن
to be ill بیمار بودن
to be sick مریض بودن
to feel sick احساس مریضی کردن
to heal بهبود پیداکردن
to hurt آسیب دیدن
to limp لنگیدن

[box type=”warning” align=”” class=”” width=””]اگر کلمه مرتبط دیگری را می‌شناسید که در اینجا نیامده لطفا در بخش نظرات پایین همین مطلب متذکر شوید تا بعد از بررسی به این قسمت اضافه شود.[/box]

….

گردآوری شده توسط سایت پرمطلب > فرهنگ لغت

www.pormatlab.com/dictionary

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

12 + 16 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن