گفتار رسول اکرم در مقامات حضرت زهرا

در «أمالى صدوق» از أحمد بن زیاد بن جعفر همدانى، از علىّ بن إبراهیم، از جعفر بن سلمه اهوازى، از إبراهیم بن محمّد ثقفى، از إبراهیم بن موسى بن اخت واقِدى، از أبو قَتاده حرّانى، از عبد الرّحمن ابن علاء حَضرمى، از سعید بن مسیّب، از ابن عبّاس روایت کرده است که:

إنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ کَانَ جَالِسًا ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ عَلِىٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ.

روزى رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلّم نشسته بودند، در نزد آن حضرت، حضرت علىّ و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام بودند

فَقَالَ: اللَهُمَّ إنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِى وَ أَکْرَمُ النَّاسِ عَلَىَّ! فَأَحْبِبْ مَنْ أَحَبَّهُمْ! وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ! وَ وَالِ مَنْ وَالَاهُمْ! وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُمْ! وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُمْ! وَ اجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِینَ مِنْ کُلِّ رِجْسٍ، مَعْصُومِینَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ! وَ أَیِّدْهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْکَ!

در این حال حضرت رسول عرض کردند: بار پروردگارا تو حقّاً میدانى که این جماعت، اهل بیت من هستند! و گرامى‌‏ترین مردم در نزد من مى‏باشند؛ پس تو دوست بدار کسى که آنها را دوست بدارد! و مبغوض بدار کسى که ایشان را مبغوض دارد! و مودّت و مهر بورز با کسى که با ایشان مودّت و مهر ورزد! و دشمن بدار کسى که آنها را دشمن بدارد! و معاونت کن کسى که ایشان را کمک کند! و آنان را از هر رجس و پلیدى پاکیزه و مطهّر بدار! و از هر گناهى در تحت مصونیّت و عصمت خود در آور! و از جانب خودت آنها را به روح القدس مؤیَّد گردان!

ثُمَّ قَالَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: یَا عَلِىُّ! أَنْتَ إمَامُ أُمَّتِى وَ خَلِیفَتِى عَلَیْهَا بَعْدِى، وَ أَنْتَ قَائِدُ الْمُؤْمِنِینَ إلَى الْجَنَّهِ!

و سپس فرمود: اى على! تو امام امّت من، و جانشین من بر آنها پس از من هستى! و تو قائد و سپهسالار قافله مؤمنین بسوى بهشت مى‏‌باشى!

وَ کَأَنِّى أَنْظُرُ إلَى ابْنَتِى فَاطِمَهَ قَدْ أَقْبَلَتْ یَوْمَ الْقِیَمَهِ عَلَى نَجِیبٍ مِنْ نُورٍ؛ عَنْ یَمِینِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، وَ عَنْ یَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، وَ بَیْنَ یَدَیْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِى إلَى الْجَنَّهِ.

و گویا که من دارم نگاه میکنم به دخترم فاطمه، که در روز رستاخیز سوار بر اسبى از نور است و به پیش مى‏آید؛ از طرف راست او هفتاد هزار فرشته، از طرف چپ او هفتاد هزار فرشته، و در مقابل او هفتاد هزار فرشته، و در پشت سر او هفتاد هزار فرشته حرکت مى‏‌کنند، و او زنهاى مؤمن از امّت مرا جلودارى میکند و به بهشت مى‏‌برد.

فَأَیُّمَا امْرَأهٍ صَلَّتْ فِى الْیَوْمِ وَ اللَیْلَهِ خَمْسَ صَلَوهٍ، وَ صَامَتْ شَهْرَ رَمَضَانَ، وَ حَجَّتْ بَیْتَ اللهِ الْحَرَامَ، وَ زَکَّتْ مَالَهَا، وَ أَطَاعَتْ‏ زَوْجَهَا، وَ وَالَتْ عَلِیًّا بَعْدِى؛ دَخَلتِ الْجَنَّهِ بِشَفَاعَهِ ابْنَتِى فَاطِمَهَ وَ إنَّهَا لَسَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ.

و بنابراین هر زنى که در شبانه روز پنج نماز واجب را بجاى آورد، و در ماه رمضان روزه بدارد، و حجّ بیت الله الحرام را بگذارد، و زکوه مال خود را بپردازد، و از شوهر خود اطاعت کند، و على را بعد از من به ولایت بپذیرد؛ چنین زنى به شفاعت دخترم فاطمه داخل بهشت مى‌‏شود؛ و فاطمه سیّده تمام زن‏هاى عالمیان است.

فَقِیلَ: یَا رَسُولُ اللهِ! أَ هِىَ سَیِّدَهُ نِسَاءِ عَالَمِهَا؟!

به رسول الله گفته شد: آیا فاطمه سیّده زن‏هاى عالم خودش است؟!

فَقَالَ: ذَاکَ لِمَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ؛ فَأَمَّا ابْنَتِى فَاطِمَهُ سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الاوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ.

حضرت فرمود: آن براى مریم دختر عمران است؛ و امّا دختر من فاطمه سیّده تمام زن‏هاى عالمیان است از اوّلین و آخرین.

وَ إنَّهَا لَتَقُومُ فِى مِحْرَابِهَا فَیُسَلِّمُ عَلَیْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ مِنَ الْمَلئِکَهِ الْمُقَرَّبِینَ، وَ یُنَادُونَهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ الْمَلئِکَهُ مَرْیَمَ؛ فَیَقُولُونَ: یَا فَاطِمَهُ! إنَّ اللهَ اصْطَفَیکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَیکِ عَلَى‏ نِسَاءِ الْعالَمِینَ.

و فاطمه چون در محراب عبادت بایستد هفتاد هزار فرشته از ملائکه مقرّبین بر او سلام مى‏کنند، و به همان ندائى که ملائکه مریم را بدان ندا، ندا کردند، با او ندا کنند، و بگویند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزید و پاکیزه گردانید، و تو را برگزید بر زن‏هاى عالمیان.

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى عَلِىٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقَالَ: یَا عَلِىُّ! إنَّ فَاطِمَهَ بَضْعَهٌ مِنِّى! 

و سپس حضرت رسول الله به على رو کرده و فرمودند: اى علىّ! فاطمه پاره گوشتِ من است!

وَ هِىَ نُورُ عَیْنِى وَ ثَمَرَهُ فُؤَادِى! یَسُوءُنِى مَا سَاءَهَا وَ یَسُرُّنِى مَا سَرَّهَا! وَ إنَّهَا أَوُّلُ مَنْ یَلْحَقُنِى مِنْ أَهْلِ بَیْتِى فَأَحْسِنْ إلَیْهَا بَعْدِى.

و او نور چشم من است! و میوه دل من است! بد حال میکند مرا آنچه او را بدحال کند، و شاد میگرداند مرا آنچه او را شاد گرداند! و او اوّلین کسى است که از اهل بیت من به من ملحق شود! پس با او بعد از من به نیکى رفتار کن!

وَ أَمَّا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ابْنَاىَ، وَ رَیْحَانَتَاىَ، وَ هُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ؛ فَلْیَکْرُمَا عَلَیْکَ کَسَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ!

امّا حسن و حسین دو پسر من هستند، و دو گل من هستند، و دو آقاى جوانان اهل بهشتند؛ باید تو همان طورى که چشم و گوش خود را گرامى میدارى، آنان را گرامى بدارى!

ثُمَّ رَفَعَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ یَدَهُ إلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: اللَهُمَّ إنِّى أُشْهِدُکَ أَنِّى مُحِبٌّ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ وَالَاهُمْ.

و پس از این حضرت رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلّم دست خود را بسوى آسمان بلند نموده، عرض کرد: بار پروردگارا من تو را گواه میگیرم، که من دوستدار کسى هستم که آنها را دوست بدارد، و مُبْغِض کسى هستم که نسبت به آنان بغض بورزد، و سلامتم با کسى که با آنان به سلامت رفتار کند، و در جنگم با کسى که با آنان محاربه کند، و دشمنم با کسى که با آنها دشمنى کند، و ولىّ هستم براى کسى که ولایت آنان را متعهّد گردد!»

 

 منبع: کتاب معادشناسی ج۹ ص ۱۹۲ به نقل از أمالى صدوق

گردآوری شده توسط بخش دین و اندیشه سایت پرمطلب

 

 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن